پادشاهی آزرم دخت

یکی دخت دیگر بد آزرم نام

ز تاج بزرگان رسیده به کام

بیامد به تخت کیان برنشست

گرفت این جهان جهان رابه دست

نخستین چنین گفت کای بخردان

جهان گشته و کار کرده ردان

همه کار بر داد و آیین کنیم

کزین پس همه خشت بالین کنیم