غزل شمارهٔ ۱۲

عراقی بار دیگر توبه بشکست

ز جام عشق شد شیدا و سرمست

پریشان سر زلف بتان شد

خراب چشم خوبان است پیوست

چه خوش باشد خرابی در خرابات

گرفته زلف یار و رفته از دست

ز سودای پریرویان عجب نیست

اگر دیوانه‌ای زنجیر بگسست