غزل شمارهٔ ۲۲

چنین که حال من زار در خرابات است

می مغانه مرا بهتر از مناجات است

مرا چو می‌نرهاند ز دست خویشتنم

به میکده شدنم بهترین طاعات است

درون کعبه عبادت چه سود؟ چون دل من

میان میکده مولای عزی و لات است

مرا که بتکده و مصطبه مقام بود

چه جای صومعه و زهد و وجد و حالات است؟