غزل شمارهٔ ۲۸

طرهٔ یار پریشان چه خوش است

قامت دوست خرامان چه خوش است

خط خوش بر لب جانان چه نکوست

سبزه و چشمهٔ حیوان چه خوش است

از می عشق دلی مست و خراب

همچو چشم خوش جانان چه خوش است

در خرابات خراب افتاده

عاشق بی سر و سامان چه خوش است