بخش ۵

بفرمود تابرکشیدند نای

سپاه اندر آمد چو دریا ز جای

برآمد یکی ابر و برشد خروش

همی کر شد مردم تیزگوش

سنانهای الماس در تیره گرد

چو آتش پس پردهٔ لاژورد

همی نیزه بر مغفر آبدار

نیامد به زخم اندرون پایدار