غزل شمارهٔ ۱۰۱

چو چشم مست تو آغاز کبر و ناز کند

بسا که بر دلم از غمزه ترکتاز کند

مرا مکش، که نیاز منت بکار آید

چو من نمانم حسن تو با که ناز کند؟

مرا به دست سر زلف خویش باز مده

اگر چه همچو خودم زود سرفراز کند

منم چو مردم چشمت، به من نگاهی کن

که اهل دیده به مردم نگاه باز کند