غزل شمارهٔ ۱۰۲

باز دلم عیش و طرب می‌کند

هیچ ندانم چه سبب می‌کند؟

از می عشق تو مگر مست شد

کین همه شادی و طرب می‌کند؟

تا سر زلف تو پریشان بدید

شیفته شد ، شور و شغب می کند

تا دل من در سر زلف تو شد

عیش همه در دل شب می‌کند