غزل شمارهٔ ۱۱۹

دل در گره زلف تو بستیم دگر بار

وز هر دو جهان مهر گسستیم دگربار

جام دو جهان پر ز می عشق تو دیدیم

خوردیم می و جام شکستیم دگربار

شاید که دگر نعرهٔ مستانه برآریم

کز جام می عشق تو مستیم دگربار

المنة لله که پس از محنت بسیار

با تو نفسی خوش بنشستیم دگربار