غزل شمارهٔ ۱۲۳

غلام روی توام، ای غلام، باده بیار

که فارغ آمدم از ننگ و نام، باده بیار

کرشمه‌های خوش تو شراب ناب من است

درآ به مجلس و پیش از طعام باده بیار

به غمزه‌ای چو مرا مست می‌توانی کرد

چه حاجت است صراحی و جام؟ باده بیار

به مستی از لب تو وام کرده‌ام بوسی

گر آمدی به تقاضای وام، باده بیار