غزل شمارهٔ ۱۳۵

کار ما، بنگر، که خام افتاد باز

کار با پیک و پیام افتاد باز

من چه دانم در میان دوستان

دشمن بد گو کدام افتاد باز؟

این همی دانم که گفت و گوی ما

در زبان خاص و عام افتاد باز

عاشق دیوانه نامم کرده‌اند

بر من آخر این چه نام افتاد باز؟