غزل شمارهٔ ۲۴۱

تا تو در حسن و جمال افزوده‌ای

دل ز دست عالمی بربوده‌ای

در جهان این شور و غوغا از چه خاست؟

گر جمال خود به کس ننموده‌ای

گوی در میدان حسن افگنده‌ای

نیکوان را چاکری فرموده‌ای

پرده از چهره زمانی دور کن

کافتابی را به گل اندوده‌ای