غزل شمارهٔ ۲۴۲

تا زخوبی دل ز من بربوده‌ای

کمترک بر جان من بخشوده‌ای

تا مرا بر خویش عاشق کرده‌ای

روی خوب خود به من ننموده‌ای

بر من مسکین نمی‌بخشی، مگر

ناله‌های زار من نشنوده‌ای؟

از وفا و دوستی کم کرده‌ای

در جفا و دشمنی افزوده‌ای