غزل شمارهٔ ۲۵۱

چه کرده‌ام که دلم از فراق خون کردی؟

چه اوفتاد که درد دلم فزون کردی؟

چرا ز غم دل پر حسرتم بیازردی؟

چه شد که جان حزینم ز غصه خون کردی؟

نخست ار چه به صد زاریم درون خواندی

به آخر از چه به صد خواریم برون کردی؟

همه حدیث وفا و وصال می‌گفتی

چو عاشق تو شدم قصه واژگون کردی