غزل شمارهٔ ۲۹۳

دلی دارم، چه دل؟ محنت سرایی

که در وی خوشدلی را نیست جایی

دل مسکین چرا غمگین نباشد؟

که در عالم نیابد دل‌ربایی

تن مهجور چون رنجور نبود؟

چه تاب کوه دارد رشته تایی؟

چگونه غرق خونابه نباشم؟

که دستم می‌نگیرد آشنایی