قصیدهٔ شمارهٔ ۴ - فی مدح شیخ صدرالدین

دل تو را دوست‌تر ز جان دارد

جان ز بهر تو در میان دارد

گر کند جان به تو نثار مرنج

چه کند؟ دسترس همان دارد

با غمت زان خوشم که جان مرا

غمت هر لحظه شادمان دارد

بر دلم بار هجر پیش منه

آخر این خسته نیز جان دارد