قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲ - ایضاله

منم ز عشق سر از عرش برتر آورده

به زیر پای سر نه فلک درآورده

به بحر نیستی از بیخودی فرو رفته

سر خودی ز در بیخودی در آورده

نهاده پای طرب بر سر بساط نیاز

گرفته دست تمنا و بر سر آورده

همای همت من باز کرده بال طرب

دو کون و هر چه درو زیر یک پر آورده