قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶ - ایضاله

ای باد برو، اگر توانی

برخیز سبک، مکن گرانی

بگذر سحری به کون جانان

دریاب حیات جاودانی

باری تو نه‌ای چو من مقید

از وی به چه عذر باز مانی؟

خاک در او ببوس و از ماش

خدمت برسان، چنان که دانی