در تصفیهٔ نهاد گوید

سر او در سر یقین و گمان

مایهٔ کفر دان و هم ایمان

حسن او راست آینه عالم

روی او شد وجود و پشت عدم

روی آیینه را چه داری تار؟

نیست آیینه را بهر آینه‌دار

آهن خویش را به آینه ساز

روی آیینه را نگر ز آغاز