سر آغاز

بود در کنج خانه صبح دمی

خاطر من بخود فتاده دمی

غزلی دلپذیر می‌گفتم

درر از عشق دوست می‌سفتم

نفسی وصف یار می‌راندم

ساعتی لوح دوست می‌خواندم

دل ز احوال نیک و بد آزاد

هر زمانم نتیجه‌ای می‌داد