غزل

ای ز روی تو آفتاب خجل

وز لبت آب زندگی حاصل

عاشقان را خیال عارض تو

در شب تیره نور دیده و دل

زانکه روی تو را ز غایت لطف

برگ گل شرمسار و لاله خجل

ز آرزوی قد تو سرو سهی

خشک بر جای مانده پا در گل