حکایت

بود معروف زاده‌ای عاقل

مستعد و محصل و فاضل

کرده تحصیل علم حکمت و شرع

طالب اصل کار و تارک فرع

مرد سالک، جوان صاحب درد

رخ سوی خانقاه شبلی کرد

به ارادت درآمد از در او

تا رهاند ز بار خود سر او