غزل

در هوای تو جان و تن بارست

جان فدا کرد عاشق و وارست

صید خود را چرا زنی تو به تیر؟

کو به دام تو خود گرفتار است

در هلاک دلم چه می‌کوشی؟

چون که بیچاره خود درین کار است

دل بسی در غمت به خون غلتید

لیکن این بار خود سبکبار است