غزل شمارهٔ ۱۴

طاقت کجاست روی عرقناک دیده را؟

آرام نیست کشتی طوفان رسیده را

بی حسن نیست خلوت آیینه‌مشربان

معشوق در کنار بود پاک دیده را

یاد بهشت، حلقهٔ بیرون در بود

در تنگنای گوشهٔ دل آرمیده را

ما را مبر به باغ که از سیر لاله‌زار

یک داغ صد هزار شود داغدیده را