غزل شمارهٔ ۱۹

خجلت ز عشق پاک گهر می‌بریم ما

از آفتاب دامن تر می‌بریم ما

یک طفل شوخ نیست درین کشور خراب

دیوانگی به جای دگر می‌بریم ما

فیضی که خضر یافت ز سرچشمهٔ حیات

دلهای شب ز دیدهٔ تر می‌بریم ما

حیرت مباد پردهٔ بینایی کسی!

در وصل، انتظار خبر می‌بریم ما