غزل شمارهٔ ۲۵

عرق‌فشانی آن گلعذار را دریاب

ستاره‌ریزی صبح بهار را دریاب

درون خانه خزان و بهار یکرنگ است

ز خویش خیمه برون زن، بهار را دریاب

ز گاهوارهٔ تسلیم کن سفینهٔ خویش

میان بحر حضور کنار را دریاب

ز فیض صبح مشو غافل ای سیاه درون

صفای این نفس بی غبار را دریاب