غزل شمارهٔ ۵۲
جویای تو با کعبهٔ گل کار ندارد
آیینهٔ ما روی به دیوار ندارد
در حلقهٔ این زهدفروشان نتوان یافت
یک سبحه که شیرازهٔ زنّار ندارد
هر لحظه به رنگ دگر از پرده بر آیی
دل بردن ما این همه در کار ندارد
از دیدن رویت دل آیینه فرو ریخت
هر شیشه دلی طاقت دیدار ندارد