غزل شمارهٔ ۵۳

از فسون عالم اسباب خوابم می‌برد

پیش پای یک جهان سیلاب خوابم می‌برد

سبزهٔ خوابیده را بیدار سازد آب و من

چون شوم مست از شراب ناب خوابم می‌برد

از سرم تا نگذرد می، کم نگردد رعشه‌ام

همچو ماهی در میان آب خوابم می‌برد

در مقام فیض، غفلت زور می‌آرد به من

بیشتر در گوشهٔ محراب خوابم می‌برد