غزل شمارهٔ ۶۰

گردنکشی به سرو سرافراز می‌رسد

آزاده را به عالمیان ناز می‌رسد

هرچند بی‌صداست چو آیینه آب عمر

از رفتنش به گوش من آواز می‌رسد

یعقوب چشم باخته را یافت عاقبت

آخر به کام خویش، نظر باز می رسد

خون گریه می‌کند در و دیوار روزگار

دیگر کدام خانه برانداز می‌رسد؟