غزل شمارهٔ ۶۳

زان سفله حذر کن که توانگر شده باشد

زان موم بیندیش که عنبر شده باشد

امید گشایش نبود در گره بخل

زان قطره مجو آب که گوهر شده باشد

بنشین که چو پروانه به گرد تو زند بال

از روز ازل آنچه مقدر شده باشد

موقوف به یک جلوهٔ مستانهٔ ساقی است

گر توبهٔ من سد سکندر شده باشد