غزل شمارهٔ ۶۶

آبها آیینهٔ سرو خرامان تواند

بادها مشاطهٔ زلف پریشان تواند

رعدها آوازهٔ احسان عالمگیر تو

ابرها چتر پریزاد سلیمان تواند

سروها از طوق قمری سر بسر گردیده چشم

دست بر دل محو شمشاد خرامان تواند

شب‌نشینان عاشق افسانه‌های زلف تو

صبح خیزان واله چاک گریبان تواند