غزل شمارهٔ ۶۸

دل را کجا به زلف رسا می‌توان رساند؟

این پا شکسته را به کجا می‌توان رساند؟

سنگین دلی، وگرنه ازان لعل آبدار

صد تشنه را به آب بقا می‌توان رساند

در کاروان بیخودی ما شتاب نیست

خود را به یک دو جام به ما می‌توان رساند

از خود بریده بر سر آتش نشسته‌ایم

ما را به یک نگه به خدا می‌توان رساند