غزل شمارهٔ ۷۸
کو جنون تا خاک بازیگاه طفلانم کنند؟
روبه هر جانب که آرم، سنگبارانم کنند
هست بیماری مرا صحت چو چشم دلبران
میشوم معمورتر چندان که ویرانم کنند
تازه چون ابرست از تردستیم روی زمین
میشود عالم پریشان، گر پریشانم کنند
بستهام چشم از تماشای زلیخای جهان
چشم آن دارم که با یوسف به زندانم کنند