غزل شمارهٔ ۸۵

چون صراحی رخت در میخانه می‌باید کشید

این که گردن می‌کشی، پیمانه می‌باید کشید

کم نه‌ای از لاله، صاف و درد این میخانه را

با لب خندان به یک پیمانه می‌باید کشید

پیش ازان کز سیل گردد دست و پای سعی خشک

رخت خود بیرون ازین ویرانه می‌باید کشید

حرص هیهات است بگشاید کمر در زندگی

تا نفس چون مورداری، دانه می‌باید کشید