غزل شمارهٔ ۱۰۹
از روی نرم، سرزنش خار میکشم
چون گل ز حسن خلق خود آزار میکشم
آزادهام، مرا سر و برگ لباس نیست
از مغز خود گرانی دستار میکشم
هر چند شمع راهروانم چو آفتاب
از احتیاط دست به دیوار میکشم
آیینه پاک کردهام از زنگ قیل و قال
از طوطیان گرانی زنگار میکشم