غزل شمارهٔ ۱۲۶

ما گر چه در بلندی فطرت یگانه‌ایم

صد پله خاکسارتر از آستانه‌ایم

درگلشنی که خرمن گل می‌رود به باد

در فکر جمع خار و خس آشیانه‌ایم

از ما مپرس حاصل مرگ و حیات را

در زندگی، به خواب و به مردن، فسانه‌ایم

چون صبح، زیر خیمهٔ دلگیر آسمان

در آرزوی یک نفس بی‌غمانه‌ایم