غزل شمارهٔ ۱۳۵

صبح در خواب عدم بود که بیدار شدیم

شب سیه مست فنا بود که هشیار شدیم

پای ما نقطه صفت در گرو دامن بود

به تماشای تو سرگشته چو پرگار شدیم

به شکار آمده بودیم ز معمورهٔ قدس

دانهٔ خال تو دیدیم، گرفتار شدیم

خانه پردازتر از سیل بهاران بودیم

لنگرانداخت خرد، خانه نگهدار شدیم