غزل شمارهٔ ۱۴۷

ما کنج دل به روضهٔ رضوان نمی‌دهیم

این گوشه را به ملک سلیمان نمی‌دهیم

خاک مراد ماست دل خاکسار ما

تصدیع آستان بزرگان نمی‌دهیم

بی‌آبرو، حیات ابد زهر قاتل است

ما آبرو به چشمهٔ حیوان نمی‌دهیم

از مفسلی، کفایت ما چون ده خراب

این بس، که باج و خرج به سلطان نمی‌دهیم