غزل شمارهٔ ۱۵۰

توبه از می به چه تدبیر توانم کردن؟

من عاجز چه به تقدیر توانم کردن؟

رخنه در ملک وجودم ز قفس بیشترست

به کفی خاک چه تعمیر توانم کردن؟

چون نباید به نظر حسن لطیفی که تراست

خواب نادیده چه تعبیر توانم کردن؟

غمزه بدمست و نگه خونی و مژگان خونریز

چون تماشای رخت سیر توانم کردن؟