غزل شمارهٔ ۱۷۷

به شکر این که داری دست بر میخانه ای ساقی

مرا از دست غم بستان به یک پیمانه ای ساقی

مصفا کن ز عقل و هوش ارواح مقدس را

چمن را پاک کن از سبزهٔ بیگانه ای ساقی

خمار می پریشان دارد اوراق حواسم را

مرا شیرازه کن چون گل به یک پیمانه ای ساقی

اگر چه آب و خاک من عمارت بر نمی دارد

ز درد باده کن تعمیر این ویرانه ای ساقی