غزل شمارهٔ ۱۷۸

چشم خونبارست ابر نوبهار زندگی

آه افسوس است سرو جویبار زندگی

اعتمادی نیست بر شیرازهٔ موج سراب

دل منه بر جلوهٔ ناپایدار زندگی

یک دم خوش را هزاران آه حسرت در قفاست

خرج بیش از دخل باشد در دیار زندگی

بادهٔ یک ساغرند و پشت و روی یک ورق

چون گل رعنا خزان و نوبهار زندگی