بخش ۱۷ - آگاه شدن شاه از گریختن سلامان و دیدن او در آیینهٔ گیتی‌نمای

شه چو شد آگاه بعد از چند گاه

ز آن فراق جانگداز از عمرکاه،

ناله بر گردون رسانیدن گرفت

وز دو دیده خون چکانیدن گرفت

گفت کز هر جا خبر جستند باز

کس نبود آگاه ز آن پوشیده‌راز

داشت شاه آیینه‌ای گیتی نمای

پرده ز اسرار همه گیتی گشای