بخش ۱۸ - رسیدن سلامان پیش پدر و اظهار شعف کردن وی

چون پدر روی سلامان را بدید

وز فراق عمر کاه او رهید،

بوسه‌های رحمتش بر فرق داد

دست مهر از لطف بر دوشش نهاد

کای وجودت خوان احسان را نمک!

چشم انسان را جمالت مردمک!

روضهٔ جان را نهال نوبری

آسمان را آفتاب دیگری