بخش ۷ - حکایت مسافر کنعانی

یوسف کنعان چو به مصر آرمید

صیت وی از مصر به کنعان رسید

بود در آن غمکده یک دوستش

پر شدهٔ مغز وفا پوستش

ره به سوی مهر جمالش سپرد

آینه‌ای بهر ره آورد برد

یوسف از او کرد نهانی سؤال

کای شده محرم به حریم وصال!