بخش ۱۶ - در رجاء که به روایح وصال زیستن است و به لوایح جمال نگریستن

ای ز بس بار تو انبوه شده،

دل تو نقطهٔ اندوه شده!

خط ایام تو در صلح و نبرد

منتهی گشته به این نقطهٔ درد

نه برین نقطه درین دایره پای!

گرد این نقطه چو پرگار برآی!

بو که از غیب نویدی برسد

زین چمن بوی امیدی برسد