بخش ۲۳ - در صدق چنانکه ظاهر و باطن یک‌سان بود

ای گرو کرده زبان را به دروغ!

برده بهتان ز کلام تو فروغ!

این نه شایستهٔ هر دیده‌ورست،

که زبانت دگر و دل دگرست

از ره صدق و صفا دوری چند؟

دل قیری، رخ کافوری چند؟

روی در قاعدهٔ احسان کن!

ظاهر و باطن خود یک‌سان کن!