بخش ۱۱ - خواب دیدن زلیخا، یوسف را بار دوم

خوش آن دل کاندر او منزل کند عشق

ز کار عالم‌اش غافل کند عشق

در او رخشنده برقی برفروزد

که صبر و هوش را خرمن بسوزد

زلیخا همچو مه می‌کاست سالی

پس از سالی که شد بدرش هلالی،

هلال‌آسا شبی پشت خمیده

نشسته در شفق از خون دیده