بخش ۱۴ - رفتن رسول از سوی پدر زلیخا به جانب عزیز مصر
زلیخا داشت از دل بر جگر داغ
ز نومیدی فزودش داغ بر داغ
بود هر روز را رو در سفیدی
بجز روز سیاه نامیدی
پدر چون بهر مصرش خستهجان دید
علاج خستهجانیش اندر آن دید
که دانایی به راه مصر پوید
علاجش از عزیز مصر جوید