بخش ۲۱ - درخواست برادران یوسف از پدر که وی را با خود به صحرا برند

حسدورزان یوسف بامدادان

به فکر دینه خرم‌طبع و شادان

زبان پر مهر و سینه کینه‌اندیش

چو گرگان نهان در صورت میش

به دیدار پدر احرام بستند

به زانوی ادب پیشش نشستند

در زرق و تملق باز کردند

ز هر جایی سخن آغاز کردند