بخش ۲۶ - خدمتگاری نمودن زلیخا، یوسف را
چو دولتگیر شد دام زلیخا
فلک زد سکه بر نام زلیخا
نظر از آرزوهای جهان بست
به خدمتکاری یوسف میان بست
مذهب تاجها، زرین کمرها
مرصع هر یک از رخشان گهرها
چو روز سال، هر یک سیصد و شصت
مهیا کرد و فارغ بال بنشست
چو دولتگیر شد دام زلیخا
فلک زد سکه بر نام زلیخا
نظر از آرزوهای جهان بست
به خدمتکاری یوسف میان بست
مذهب تاجها، زرین کمرها
مرصع هر یک از رخشان گهرها
چو روز سال، هر یک سیصد و شصت
مهیا کرد و فارغ بال بنشست