بخش ۳۰ - فرستادن زلیخا، یوسف را به باغ

چمن پیرای باغ این حکایت

چنین کرد از کهن پیران روایت

زلیخا داشت باغی و چه باغی!

کز آن بر دل ارم را بود داغی

به گردش ز آب و گل، سوری کشیده

گل سوری ز اطرافش دمیده

نشسته گل ز غنچه در عماری

به فرقش نارون در چترداری